....... زیبایی های خلقت
Home Email Archive Designer

برکن قبا و پیرهن تسلیم شو اندر کفن

بیرون شو از باغ و چمن، ساکن شو اندر خاک و خون


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در جمعه بیست و هفتم فروردین 1389 ساعت 16:49 توسط امامی زاده |


امیر المومنین علی _ علیه الاسلام _ فرمود:

ساعتها چقدر سرعت دارند برای تمام كردن روز ها .
روز ها چقدر سرعت دارند برای تمام كردن ماه ها .
ماه ها چقدر سرعت دارند برای تمام كردن سالها .
و سالها چقدر سرعت دارند برای تمام كردن عمر ها .

پس فرصتمان خیلی كم است و باید آن را غنیمت دانست و به هدر نداد و باید در كار سرعت داشت

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه نهم فروردین 1389 ساعت 22:55 توسط امامی زاده |


هر روز صبح يك دقيقه وقت براي خودتان كنار بگذاريد ، بنشينيد و فكر كنيد

يك دقيقه وقت بگذاريد و كار كوچكي براي ارج نهادن به خود انجام دهيد

يك دقيقه وقت بگذاريد و بر آن شويد كه امروز را از افسوس هاي گذشته و دلواپسي هاي آينده پاك كنيد

يك دقيقه وقت بگذاريد و فكر كنيد يك مورد نگران كننده تا چه اندازه ارزش غصه خوردن و تنش عصبي دارد

يك دقيقه وقت بگذاريد و نگذاريد كه چيزهاي كوچك شادماني شما ر ا بر هم بزند

يك دقيقه وقت بگذاريد و اثرات حرف هاي غير منصفانه را از بين ببريد

يك دقيقه وقت بگذاريد تا از افكار منفي خلاص شويد

يك دقيقه وقت بذاريد و تجربه اي لذت بخش را به خاطر بياوريد

يك دقيقه وقت بگذاريد تا به تمدد اعصاب بپردازيد

يك دقيقه وقت بگذاريد تا به خاطر آوريد كه همه دنيا عليه شما نيست

يك دقيقه وقت بگذاريد و تصميم بگيريد كه از هيچ كس انتظار تشكر نداشته باشيد

يك دقيقه وقت بگذاريد و بر آن شويد كه اجازه ندهيد كسي در شما احساس حقارت به وجود بياورد

و بلأخره آخرين دقيقه روز خود را به اين اختصاص دهيد كه تصميم بگيريد به هيچ وجه در مورد آنچه ديگران ممكن است درباره شما بگويند يا فكر كنند نگران نباشيد

لينك مطلب نوشته شده در شنبه هفتم فروردین 1389 ساعت 22:52 توسط امامی زاده |


اگر خداوند براي لحظه اي فراموش ميكرد كه من عروسكي كهنه ام و تكه كوچكي از زندگي به من ارزاني ميداشت احتمالا همه آنچه را كه به فكرم ميرسيد نميگفتم بلكه به همه ي چيزهايي كه ميگفتم فكر ميكردم.كمتر ميخوابيدم و بيشتر رويا ميديدم.چون ميدانستم هر دقيقه اي كه چشممان را بر هم ميگذاريم شصت ثانيه ي نو را از دست ميدهيم.هنگامي كه ديگران مي ايستند راه ميرفتيم و هنگامي كه ديگران ميخوابيدند بيدار ميمانديم.هنگامي كه ديگران صحبت ميكردند گوش ميداديم و از خوردن يك بستني شكلاتي چه لذتي كه نميبرديم.

اگر خداوند تكه اي زندگي به من ارزاني ميداشت قبايي ساده ميپوشيدم و طلوع آفتاب را انتظار ميكشيدم.... با اشكهايم گلهاي سرخ را آبياري ميكردم تا درد خارشان و بوسه ي گلبرگهايشان در جانم بخلد.

خدايا اگر تكه اي زندگي ميداشتم نميگذاشتم حتي يك روز بگذرد بي آنكه به مردمي كه دوستشان دارم نگويم كه دوستشان دارم به همه ي مردان و زنان بقبولانم كه محبوب منم اند و در كمند عشق زندگي ميكردم.به انسان ها نشان ميدادم كه چه در اشتباه اند كه گمان ميبرند وقتي پير شدند ديگر نميتوانند عاشق باشند.به هر كودكي دو بال ميدادم اما رهايش ميكردم تا خود پرواز را بياموزد و به سالخوردگان ياد ميدادم كه مرگ نه با سالخوردگي كه با فراموشي سر ميرسد.

آه !! انسانها ، از شما چه بسيار چيزها آموخته ام من دريافته ام كه همگان ميخواهند در قله كوه زندگي كنند بي آنكه بدانند خوشبختي واقعي وابسته ي چيزي است كه در دست دارند.دريافته ام كه وقتي طفل نوزاد براي اولين بار با مشت كوچكش انگشت پدر را مي فشارد او را براي هميشه به دام مي اندازد.دريافته ام كه يك انسان فقط هنگامي حق دارد به انسان ديگر از بالا به پايين بنگرد كه ناگزير باشد او را ياري دهد تا روي پاي خود بايستد.

من از شما بسي چيزها آموخته ام اما در حقيقت فايده چنداني ندارد چون هنگامي كه آنها را در اين چمدان ميگذارم بدبختانه در بستر مرگ خواهم بود.

لينك مطلب نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388 ساعت 21:40 توسط امامی زاده |


گفتم: خسته‌ام
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::. 
  
گفتم: هیشكی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

 گفتم: غیر از تو كسی رو ندارم
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیك‌تریم (ق/16) ::.

 گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش كردی!
گفتی: فاذكرونی اذكركم
.:: منو یاد كنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

 گفتم: تا كی باید صبر كرد؟
گفتی: و ما یدریك لعل الساعة تكون قریبا
.:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیك باشه (احزاب/63) ::.

 گفتم: تو بزرگی و نزدیكت برای منِ كوچیك خیلی دوره! تا اون موقع چیكار كنم؟
گفتی: واتبع ما یوحی الیك واصبر حتی یحكم الله
.:: كارایی كه بهت گفتم انجام بده و صبر كن تا خدا خودش حكم كنه (یونس/109) ::.

 گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم كوچیك... یه اشاره‌ كنی تمومه!
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لكم
.:: شاید چیزی كه تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

 گفتم: انا عبدك الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلك فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش كردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.

 گفتم: اصلا بی‌خیال! توكلت علی الله
گفتی: ان الله یحب المتوكلین
.:: خدا اونایی رو كه توكل می‌كنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

 گفتم: خیلی چاكریم!
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع كن! یادت باشه كه:

و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌كنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌كنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌كنن (حج/11)

لينك مطلب نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388 ساعت 22:38 توسط امامی زاده |


نگذار کسی یک اولویت در زندگی تو بشه،
وقتی تو فقط یک انتخاب در زندگی اونی
یک رابطه بهترین حالتش وقتیه دو طرف در تعادل باشن.
______________________________
هیچوقت شخصیت خودت رو برای کسی تشریح نکن.
چون کسی که تو رو دوست داشته باشه بهش نیازی نداره،
و کسی که ازت بدش بیاد باور نمی کنه.
____________________________
وقتی دائم میگی گرفتارم،
هیچ وقت آزاد نمیشی.
وقتی دائم میگی وقت ندارم،
بعد هیچوقت زمان پیدا نمی کنی.
وقتی دائم میگی فردا انجامش میدی،
اونوقت فردای تو هیچ وقت نمیاد.
__________________________
وقتی صبحا از خواب بیدار میشیم، ما دوتا انتخاب داریم.
برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم، یا بیدار شیم و رویاهامون رو دنبال کنیم.
انتخاب با شماست...
___________________________
ما کسایی که به فکرمون هستن رو به گریه می اندازیم.
ما گریه می کنیم برای کسایی که به فکرمون نیستن.
و ما به فکر کسایی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمی کنن.
این حقیقت زندگیه. عجیبه ولی حقیقت داره.
اگه این رو بفهمی، هیچوقت برای تغییر دیر نیست.
________________________________
وقتی تو خوشی و شادی هستی عهد و پیمان نبند.
وقتی ناراحتی جواب نده.
وقتی عصبانی هستی تصمیم نگیر.
دوباره فکر کن..، عاقلانه رفتار کن.
لينك مطلب نوشته شده در شنبه بیست و دوم اسفند 1388 ساعت 23:56 توسط امامی زاده |


اي علي ! هميشه فكر مي كردم كه تو بر مرگ من مرثيه خواهي گفت ،
و چقدر متاثرم كه اكنون من بر تو مرثيه مي خوانم !

اي علي ! گفتي كه هر كس گفتني هايي دارد
و شخصيت هر انساني به اندازه ناگفتني هاي اوست .
و من اضافه مي كنم كه درجه دوستي و محبت من با انساني ديگر ،
به اندازه ناگفتني هايي است كه مي توانم با او در ميان بگذارم
و از اين ناگفتني ها كه مي خواستم با تو بگويم ، بي نهايت داشتم .

اي علي ! وقتي تو را شناختم كه كوير تو را شكافتم
و در اعماق روحت و قلبت شنا كردم
و احساسات خفته و ناگفته خود را در آن يافتم .

اي علي ! همراه تو به قلب تاريخ فرو مي روم
و راه و رسم عشقبازي را مي آموزم
و به علي بزرگ آنقدر عشق مي ورزم كه از سر تا به پا مي سوزم .
اي علي همراه تو به نخلستان ها ي كنا رفرات مي روم
و علي دردمند را در دل شب مي يابم كه سر به چاه كرده و سينه پردردش را خالي مي كند .

اي علي ! تو دست مرا گرفتي و به ازليت بردي
و فراز و نشيب تاريخ را نشان دادي ،
قدم به قدم تخته سنگ هاي مانع تكامل را به من نمودي ،
مرا به ديدار طاق شكسته كسري بردي
و اهرام مصر را نمودي و زير تخته سنگ ها ي آن ،
استخوان هاي خردشده محرومين را ديدم كه هنوز فريادشان به آسمان بلند است .
تو مرا به ديدار فرعون بردي كه ادعاي خدايي داشت و ستمگري هاي او را نمودي ،
تو مرا به ديدار گنج هاي قارون بردي و عاقبت خدايان زر و سيم را نشان دادي ،
تو مرا به خانه بلعم بردي و عاقبت خدعه و تزوير مدعيان دين را روشن كردي
كه چگونه خداي آسمان را فداي مائده هاي زميني مي كنند.

اي علي ! با خروش تو به جنگ استعمار و استبداد و استحمار بر مي خيزم
و همراه تو تاريخ را مي شكافم
و فرعون ها و قارون ها و بلعم ها را لعنت مي كنم.

اي علي ! دينداران متعصب و جاهل تو را به حربه تكفير كوفتند
و از هيچ دشمني و تهمت فروگذار نكردند
و غربزدگان نيز كه خود را به دروغ روشنفكر مي ناميدند ،
تو را به تهمت ارتجاع كوبيدند و اهانت ها كردند
و رژيم شاه نيز كه نمي توانست وجود تو را تحمل كند ،
روشنگري تو را مخالف مصالح خود مي ديد ،
تو را به زنجير مي كشيد و بالاخره شهيد كرد ...
لينك مطلب نوشته شده در سه شنبه یازدهم اسفند 1388 ساعت 0:55 توسط امامی زاده |


« اي حيات! با تو وداع مي‌کنم. با همه زيبائي‌هايت؛ با همه مظاهر جلال و جبروت؛

با همه وجود وداع مي‌کنم.

با قلبي سوزان و غم آلود به سوي خداي خود مي‌روم.

و از همه چيز چشم مي‌پوشم....

اي پاهاي من!

مي‌دانم شما چابکيد.

مي‌دانم که در همه مسابقه‌ها گوي سبقت را از رقيبان ربوده‌ايد.

مي‌دانم که فداکاريد.

مي‌دانم که به فرمان من، مشتاقانه بسوي شهادت، صاعقه‌وار به حرکت در مي‌آئيد.

اما من آرزوئي دارم.

من مي‌خواهم که شما به بلندي طبع بلندم به حرکت درآئيد.

به قدرت اراده آهنينم محکم باشيد.

به سرعت تصميمات و طرحهايم سريع باشيد.

اين پيکر کوچک، ولي سنگين از آرزوها و نقشه‌ها و اميدها و مسئوليت‌ها را، به سرعت مطلوب، به هر نقطه دلخواه برسانيد.

در اين لحظات آخر عمر آبروي مرا حفظ کنيد.

من چند لحظه بعد به شما آرامش مي‌دهم.

آرامش ابدي!

ديگر شما را زحمت نخواهم داد.

ديگر شب و روز شما را استثمار نخواهم کرد.

ديگر فشار عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحميل نخواهم کرد.

ديگر به شما بي‌خوابي نخواهم داد.

و شما ديگر از خستگي فرياد نخواهيد کرد.

از درد و شکنجه ضجه نخواهيد کرد.

از بي‌غذائي، از گرما و سرما شکوه نخواهيد کرد.

آرام و آسوده، براي هميشه، در بستر نرم خاک، آسوده خواهيد بود.

اما...

اما اين لحظات حساس،

لحظات وداع با زندگي و عالم،

لحظات لقاء پروردگار،

لحظات رقص من در برابر مرگ،

«بايد زيبا باشد.»
لينك مطلب نوشته شده در یکشنبه نهم اسفند 1388 ساعت 23:46 توسط امامی زاده |


ما همیشه صداهای بلند را میشنویم پررنگ ها را میبینیم سخت ها را میخواهیم غافل از اینکه : خوبها آسان می آیند، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند!

 ___________________________
اگر در زندگي به ناگاه يکي از سيمهاي سازت پاره شد آهنگ زندگي را آنچنان ادامه بده که هيچ کس نداند بر تو چه گذشت
__________________________
از هیچ چیز نمی ترسم فقط....................

گاهی به خودم می گویم باد که می آید کسی چه می داند..

ممکن است مرا باخودببرد به آسمان
_____________________________
خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند حیف من زاده ی امروزم. خدایا جهنمت فرداست پس چرا امروز می سوزم‌ ...
_____________________________
گفتم زندگي چند بخش است؟ گفت دو بخش گفتم کدامند ؟گفت کودکي وپيري گفتم پس جواني چه شد گفت با عشق ساخت با بي وفايي سوخت با جدايي مرد"
__________________________
زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم
_____________________________
هوايم را داشت وقتي که پياده رو ها ليز و يخبندان بود بي هوا رفت بي هوا ماندم و چه هوايش امروز که پياده رو ها ليز و يخبندان است در سرم پيچيده است
__________________________
من غريبه ديروز - آشناي امروز - فراموش شده فردايم - پس در آشنايي امروز برايت مي نويسم تا در جدايي فردا يادم کني گرچه يادم نخواهي کرد
___________________________
اگر دنيا نمي داند که من غمگين تر از غمگينترين غمگين دنيايم


بيا يک لحظه با من باش که من تنها از تنها ترين تنهاي دنيايم
تر
_________________________
يک دقيقه سکوت براي روياهاي شيرين کودکي، که هرگز باز نخواهند گشت!
___________________________
شيشه ي دل را شکستن احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد پرپر مي شود
____________________________
باز كن پنجره را... خواهي ديد كه آسمان نيز چون دل من، باراني است...
____________________________
زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم ام گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم.....تو نيز به آموختي چگونه دوست بدارم اما به من نياموخت كه چگونه تو رو فراموش كنم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدايا آنکه در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت خواهشي دارم... تو در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هميشه غمگينترين لحظات رو عزيزترين کسانمان به ما هديه ميکنند!

لينك مطلب نوشته شده در جمعه هفتم اسفند 1388 ساعت 21:58 توسط امامی زاده |


هر چيزي راكه ميخواهيد، نميتوانيد داشته باشيد و آنچه را كه داريد نمي خـواهيـد!'' قــوانين مــورفي مــجموعه اي از قوانين حاكم بر زندگي هستند كـه اكثر آنها از بدبيني نـشات گـرفتـه و جـنـبـه شوخي دارند امـا بسياري از آنها نيز واقعيت هستند. قوانين مورفي توسط شخصي بنام كاپيـتـان ادوارد مورفي مهندس نيروي هوايي، در سـال 1949 پـا بـه عـرصه حضور گذاشت. وي هنگامي كه روي پروژه اي در نيـروي هـوايـي مشغول بررسي روند كار بود متوجه شد كه تراسفورماتوربه صـورت نـادرسـتي سيم پيچي شده در مـورد تكنسين مربوطه چنين گفت:''اگر اين تكنسين راهي باشه تا بتونه كـارشـو درسـت انـجـام نده، اون راهو پيدا ميكنه.'' قـوانين مورفي اكنون افزون بر هـزاران قانون مي بـاشد كـه توسط افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مـجـموعـه اي ازقـوانـيـن حـاكـم بر زنـدگي هسـتند كـه اكثر آنها از بدبيني نشات گرفته و جنبه شوخي دارند امـا بسـياري از آنها نيزعينيت و واقعيت دارند. اكنون به برخي از اين قوانين توجه كنيد: 1- اگـر قـرار بـاشه كاري خراب بشه و درست پيش نره، حتما خراب مي شـه آن هـم در نامناسبترين زمان! 2- اگر احتمال داشته باشه چندين كار خراب بشه، آن كـاري كه بيشترين ضرر را خواهد زد درست پيش نخواهد رفت! 3- همه چيز در حال بدتر شدن است! 4- لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر و وخيمتر خواهد شد. 5- احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن! 6- همه كارها بيشتر از آنچه تصور ميكنيد بطول خواهد انجاميد! 7- اگر شما تصميم به انجام كاري ميگيريد پيش ازآن لازم است ابتدا كار ديگري را انجام دهيد! 8- هر راه حلي مشكل جديدي پديد مي آورد! 9- شما هنگام صبحانه خوردن هيچگاه نميتوانيد تعيين كنيد كدام طرف نان را بايد كره بزنيد! 10- هرگاه جسم بـا ارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان ميرود (حلقه برليان يا داخل سطل زباله مي افتد و يا در چاه فاضلاب)! 11- شما هر موقع دنبال چيزي مي گرديد هـميشه در آخـرين مـكاني كه آن را جستجو ميكنيد مي يابيدش! 12- هيچ اهميتـي ندارد كه شما به چه اندازه دنبال جنسي بگرديد به محض آنكه آن را خريديد آن را در مغازه اي ديگر ارزانتر خواهيد يافت! 13- همواره در خيابان در هنگام رانندگي ماشينها در لاين ديگر سريعتر حركت ميكنند! 14- زماني كه دستگاه معيوب خود را نزد تعميركار مي بريد كاملا بي عيب و درست كار خواهد كرد! 15- هر فردي راهي براي ثروتمند شدن در ذهنش دارد كه عملي نميباشد! 16- هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي و يا چاق كننده!! 17- هر كسي پول بيشتري دارد حكمراني ميكند!! 18- هيچ عمل نيكي بدون مجازات نخواهد ماند!! 19- هرگاه شما چيزي را در جاي امني قرار ميدهيد تا گم نشود ديگر هيچگاه نميتوانيد پيدايش كنيد! 20- در ورزش گلف بهترين ضربه ها هميشه زماني زده ميشود كه تنها باشيد و بدترين آن هنگامي كه در جمعي بازي مي كنيد و يا با فردي بازي ميكنــيد كه ميخواهيد او را با بازي خود تحت تاثير قرار دهيد!! 21- هر چيزي را كه مي خواهيد، نميتوانيد داشته باشيد و آنچه را كه داريد نميخواهيد! 22- احتمال آنكه كاري را كه انجام ميدهيد ديگران ببـينند نـسب مسـتقيم دارد با ميزان احمقانه بودن كار شما! 23- سنگين بودن ترافيك نسبت مستقيم دارد با ميزان عجله شما براي زود رسيدن به مقصد! 24- هنگام ورود به پمپ بنزيـن جـايگاهـي را كه انتخاب مي كنيد هميشه طولاني تر از جايگاه هاي ديگر خواهد بود. 25- هيچ اهميتي ندارد من كجا ميروم، من آنجا هستم! 26- هر كسي ميتواند مدرك دانشگاهي بگيرد اما صاحب عقل نخواهد شد! 27- زباله از خلاء بيزار است آنقدر انباشته ميگردد تا فضاي موجود را پر كند! 28- هرگاه كفش نو را براي اولين بار به پا كنيد همه پايشان را روي آن خواهد گذاشت! 29- زماني كه مي خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك كنيد هميشه لكه سمت ديگر شيشه ميباشد! 30- قانون بقاء كثيفي: براي تميز كردن هر چيزي چيز ديگري بايد كثيف گردد!! 31- اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد و خيلي هم خوشايند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد! 32- اگر حق با شما باشد هيچكس حرف شما را باور نخواهد كرد! 33- قوانين مانند تار عنكبوت مي باشند تنها افراد ضعيف و فقيران به دام آن ميافتند در صورتي كه ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره كرده و ميگريزند!! 34- دو عنصر در طبيعت فراوان ميباشند: يكي هيدروژن و ديگري حماقت!! 35- جاده رسيدن به موفقيت همواره در دست ساختمان است! 36- هرگاه چيـزي را دور بياندازيد به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا خواهيد كرد! 37- كار تيمي همواره ضروري مي باشد چون به شما اجازه مي دهـد تـا در صورت بروز مشكل فرد ديگري را نكوهش كنيد! 38- احتـمـال آنـكه طـرف ناني كه به آن كره ماليده شده است بروي فرش بيافتد نسبت مستقيم دارد به قيمت فرش! 39- شما هيچگاه نمي توانيد با نگاه كردن به خطـوط راه آهـن، بـگويـيد كه قطار از كدام سمت خواهد آمد! 40- 0 = ثابت = عقل*زيبايي*در دسترش بودن (معادله يـافتـن همسر بـه ايـن مفـهوم كـه هيـچ دختـر و زني وجود ندارد كه هر سه اين خصوصيات را دارا باشد)!! 41- ماشيني كه روبروي شما در حركت است هميشه سرعتش از شما كمتر است! 42- هر چه عقيده اي مسخره تر باشد احتمال موفقيت آن بيشتر مي باشد!! 43- افرادي كه مي توانند بهترين نصيحت ها را بكنند، نصيحت نمي كنند!! 44- دود سيگار هـمواره به سمت افراد غيـر سيـگاري حـركت خواهد كرد، بدون توجه به سمت وزش باد! 45- جاي پارك مناسب ماشين هميشه سمت ديگر خيابان ميباشد! 46- براي هر عملي يك انتقاد برابر و مخالف آن وجود دارد!! 47- دوستان مي آيند و مي روند اما دشمنان انباشته ميگردند! 48- هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد كه علت تاخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد! 49- تقريبا داخل شدن به كاري از خارج شدن از آن آسانتر است! 50- هيچ چيز هيچگاه بهتر نشده و نخواهد شد!
لينك مطلب نوشته شده در جمعه هفتم اسفند 1388 ساعت 21:54 توسط امامی زاده |


خاطره شادي هاي امروزمان تلخ ترين غمي است که فردا به ياد مي آوريم .....
____________________________
اي كاش فرياد آنقدر بي صدا بود كه حرمت سكوت را نمي شكست
_____________________________
تو باش نه براي اينکه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين

باشي
___________________________-
اي کاش ميدانستم پس از مرگم اولين قطره ي اشک را چه کسي برايم ميريزد و آخرين

کسي که منو فراموش ميکند کيست؟

لينك مطلب نوشته شده در جمعه سی ام بهمن 1388 ساعت 22:50 توسط امامی زاده |


به سراغ من گر میایید

نرم و اهسته بیایید

نكند كه ترك بردارد

چینی نازك تنهایی من
--------------------------
ایینه چون شكست قابی سیاه وخالی از او به جای ماند با یاد دل كه ایینه ای بود در خود گریستم بی ایینه چگونه در این قاب زیستم.
-----------------------------
بعد از این پشیمانی‌ام توفانی است

                                                                  قسمت آییینه ام حیرانی است

-------------------------------
منهم چون تو روزی نوشته های رویی سنگ قبور را می دیدم و حالا سطح صاف زیرین آنرا می بینم .
----------------------------
ای کاش نویسند روی سنگ مزارم

جز عشق تو سرمایه ندارم که ندارم

----------------------------
اما نیم شبی من خواهم رفت ؛

 

 

 

 از دنیایی که مال من نیست ،  از زمینی که به بیهوده مرا بدان بسته اند.

... و تو آنگاه خواهی دانست ، پرنده کوچک قفس خالی و منتظر من! – خواهی دانست که تنها مانده ای با روح خودت.

------------------------------
سلام رهگذر

اینجا به دیدن من عمر تبه مکن.

برگرد سوی زندگان

تا عمر هست آرام و مهربان عشق بورز.

با  رازها و شگفتی های جهان هماغوش باش.

و بر لب آدمیان لبخند بکار.

بار دیگر

وقتی

که ساکن اینجا می شوی

بازگرد.

آنوقت به خوشامدت

با لبخند و کاسه ای نور،

 میگویم

سلام همسایه
---------------------------
چرا غم می خوری از بهر مردن

                                                 مگر آنها که غم خوردند نمردن

----------------------------------------
حرفهای ماهنوز ناتمام

             تانگاه میکنی وقت رفتن است!

                        باز هم همان حکایت همیشگی

                              پیش از آن که با خبر شوی  لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود...آی!

                                      ای دریغ و حسرت همیشگی  

                                           ناگهان چه قدر زود دیر می شود

                                                                                 
------------------------
هر كس بد ما به خلق گوید.ما دیده به بد نمی خراشیم

ما خوبی او به خلق گوییم.تا هر دو دروغ گفته باشیم

---------------------------
کدام زنبور زاده شود که چون تو شهدی آفرینش کند
چه زود ما را رها کردی ای انگبیییییییییییییییییییییین
-------------------------------
دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت                   یك موی ندانست ولی موی شكافت

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388 ساعت 16:50 توسط امامی زاده |


 

زیبایی بال های رنگی پروانه و شفافیت بال های سنجاقک در این حشره عجیب در کنار هم جمع شده اند

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388 ساعت 10:14 توسط امامی زاده |


لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388 ساعت 10:6 توسط امامی زاده |


لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388 ساعت 10:5 توسط امامی زاده |


لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388 ساعت 10:4 توسط امامی زاده |


به ياد آن طاووس اهل بهشت ......



عكسهاي استثنائي فوق العاده زيبا و خيره كننده از پرندگان جذاب و دلربا

زيبائي هاي خيره كننده خداي زيبا آفرين

.........


يادش كنيم ...به هر بهانه اي

آن خالق زيبائيها را

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388 ساعت 10:3 توسط امامی زاده |





باغهاي دنيايي كه دست ساز بشرند اينجور دلنشين و زيبايند ...ببين باغهاي بهشتي خدا چه زيبايي و طراوتي داره




با اعمالمون خودمون رو از باغهاي بهشتي خداجون محروم نكنيم


خوش به حال اونهايي كه تو نگاهشون بهشت و جهنم تو همين دنيا مشهوده

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه دوازدهم دی 1388 ساعت 22:21 توسط امامی زاده |


 

كم ز خروسي مباش

مشت پري بيش نيست

از دل شب تا سحر

خدا خدا مي كند ...ياد خدا ميكند

 

http://www.bazigarpix.com/pix/Animal/Khoros/2/BazigarPix%20(18).jpg

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388 ساعت 22:47 توسط امامی زاده |